تبليغاتX
انتظار - پادشاه و پارسا
به انتظار صبح امید
 پادشاه و پارسا
پادشاهی پارسایی را دید گفت: هیچت از ما یاد آید گفت: بلی وقتی که خدا را فراموش می کنم.

هر سو دود آن کش زبر خویش براند              و آن را که بخواند بدر کس ندواند.

 

بر گرفته از کتاب گلستان سعدی شیرازی                        

|+| نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386  |
 
 
بالا